تبليغاتX
دهکده عشق - نفرین
دست نوشته های وحید شاهرخیان
مرا نخوان در اين اخرين دقايق
چرا كه ديگر پايان يافته ام
ثانيه هايم به اخر رسيده اند
 و اخرين قدمهاي نفسم بر روي ساحل اندوه پا مي گذارند
تا رد پاي ديروز خويش را بيابند
گم كرده سرزمين احساس را
 مرا نخوان اي مظهر غرور
 مگر مرا با دستهايت در گوري نگذاشتی
كه خروجي از ان نيست
در شبي تيره سرد پشتم  را با خاكی اشنا کردی
که سالها بود همبسترش بودم
لعنت بر تو باد كه  مرا زنده در گور فرو بردي
وتوخود مرده ،زنده اي
لعنت بر تو
 بر تو اي تنهايي
+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1387ساعت 9:34  توسط وحید شاهرخیان |