تبليغاتX
دهکده عشق - درد
دست نوشته های وحید شاهرخیان
نمی دانم چه دردی است که می خورد از درون مرا

و از برون می تند تاری بر وجودم

و درون شش هایم هوایی مسموم

و هجوم اورده اند بر من افکاری شوم

اه چه رنجی است این گونه دردی را تحمل کردن

استخوان هایم نم زده اند

و لطمه هایی بر خاطراتم

و لکه هایی بر لاله هایی زده اند

که از مزارم بیرون امده بودند

و مدتی است دیر

به خواب پر دردی فرو رفته ام

و از نفس ناله های شبانه ام

هوا خشکیده و...

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 10:10  توسط وحید شاهرخیان |